تبليغاتX
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم


تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم

صبح امید وطن جلوه کن در آسمان

بیا که رها شم از این همه درد

که صدا شم ازین شب سرد

که تموم بشه فاصله ها


بیا که من از تو خسته ترم

که من از من بی خبرم

به هوای خونه بیا

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 12:58 توسط دختر آریایی| |

تو چندین چه نازی به خون ریختن

به ایران به تاراج و آویختن

که آمد که بر تو سر آید زمان

شوی کشته در دام اهرمنان

فراوان نمانی سر آید زمان

کسی زنده برنگذرد با آسمان

شاهنامه ی فردوسی داستات رستم و شغاد

نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 18:53 توسط دختر آریایی| |

آخرین برگ از احساس و ویژگی هایی که باید دور ریخته شود را مینویسم و آخرین لحظاتی که دارند میروند تا دورانی دیگر از زندگانی مرا پایان بخشند روی کاغذ می آیند.دیگر آن شور و شوق و احساسات متمایز دختر بچه ی شلوغ و پر و سر و صدا در من شعله نمیکشد و تکرار نخواهد شد

میگویند به سن قانونی رسیده ای نمیدانم اما هر چه که هست اطمینان دارم که باید خیلی چیز ها را فراموش کنم باید آن احساس و آن دورانی که خودم اسمش را گذاشتم جاهلیت و از آن منزجرم را زیر حجم عظیمی از خاطراتم مدفون کنم.

میگویند 18 ساله شده ای خیلی کارها را باید فراموش کنم و جمع زیادی  از آدم ها که خاطرات قشنگی نیز از آنها دارم جز نامی نباید در ذهنم باقی بمانند

عجیب پس روز تولدم به عده ای علاقه ی خاص و ویژه ای پیدا کردم و از عده ای متنفر شده ام.هر چند برای آدم نوستالوژیک و خاطره بازی مثل من همه آدم ها و خاطراتشان عزیز است و دوست داشتنی

عجیب دلتنگ گذشته و خاطراتش هستم و بدجور دلتنگ محسن.از محسن زیاد برایتان گفتم در خاطرتان هست.عجیب دلتنگش هستم

اما عده ای نیز تا عمر دارم نام و یادشان از ذهنم پاک نمیشود و صدای پر مهرشان همیشه در یادم میماند.

تما م کردن مطلب برای آدم خاطره بازی چون من که خاطرات عجیب  همیشه آزارش میدهند سخت است اما

آخر اینکه حیقیقی ترین مجازیه دوست داشتنی من مریم (فشندی)گلم که عاشقانه می پرستمش

 و کسی که بهترین لحظات از اوست حسین(جعفریان) نازنینم که بسیار دوست داشتنی است برایم

حسین گلم:

رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از واعظ

که با جام و قدح هر دم و ندیم ماه و پروینم

(هر جا که باشم این یک بیتی که تو بهم گفتی یااااااااااااااااادم نمیره)

نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 20:13 توسط دختر آریایی| |

وطن

وطن

نظر فکن به من که من

به هر کجا غریبه ام

که زیر آسمان دیگری بوده ام

همیشه با تو بوده ام

همیشه با تو بوده ام..........

و تاریخ می گوید در چنین روزی کوروش هخامنشی در 59۳ قبل از میلاد در بابل تاج گذاری کرد و در چنین روزی مقتدر ترین امپراتوری سرزمین گربه ای شکلم پایه گذاری شد. و هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که در زیبا ترین روز تاریخ چشم به جهان بگشایی.دارم 18 ساله میشوم در حالی که خیلی چیز ها را از دست دادم.حال خوشی ندارم.چشمان سرزمین پر افتخارم از اشک خیس و قلب خونبارش همچنان میتپد.دلم از غصه ایرانم دارد میترکد.ایرانم ایران قشنگم.مقتدر ترین بهانه ی زندگی من عجیب فریاد تنهاییش در گوشم میپیچد

خندیدن سخت است

خشمگین نشدن دشوار است

کنترل خویشتن در برابر کوته فکران محال است

خدای من ای خدایم امشب ایرانم را از تو میخواهم شب میلادم وطنم را از تو میخواهم

آرامش و امنیت خودم را از تو میخواهم

عجیب محتاج امنیت و آرامشی هستم که تو ارزانی ام میکنی

نگاهی کن که عجیب چشمانم پی توست امشب و فریاد ایرانم مقتدر تر از هر وقت دیگر

(اادامه ی مطلب که از خود مطلب حیاتی تر است همان رمز قبلیست.اگر گم کردید ۴ رقم آخر موبایل حسین خودمون(جعفریان)اگر ندارید هم جهنم ضرر رمزی که دادم را میخواستی گم نکنی)


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 19:13 توسط دختر آریایی| |

قاصدک..........هان چه خبر آوردی

از کجا وز که خبر آوردی؟

خوش خبر باشی

اما......

اما.........

گرد بام و در من بی ثمر میگردی

انتظار خبری نیست مرا

نه ز یاری نه ز دیار و دیاری -باری

برو آنجا که بود چشمی-گوشی با کس

برو انجا که ترا منتظرند

قاصدک

در دل من همه کورند

کرند

دست بردار ازین در وطن خویش غریب

قاصد تجربه های همه تلخ

با دلم میگوید

که دروغی تو دروغ

که فربی تو فریب

قاصدک

ابرهای همه عالم شب و روز

در دلم میگریند

مهدی اخوان ثالث/آخر شاهنامه

۱: پروفایلم نوشته شد..چیزی نداشتم بگم و حرفی نداشتم بزنم.اخوان از عمق جان و روح من سخن میگه باور کن

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 20:18 توسط دختر آریایی| |


Design By : Night Skin